4.مشکلات جدید - مامان تازه کار
روزها تند تند میگذرن ... من که کلی ادعا داشتم در مورد بچه داری رسما کم آوردم ... شب بیداری بر خلاف اون قبل که به زور میخوابیدم به جورایی دیوونه کننده اس ... آمیتیس شبا تا صبج بیداره و بازی میخواد! ما هم که خوب خسته ایم از صبج کارای مختلف کردیم و خوابمون میاد ... حالا باز خدا رو شکر مرتضی کارش کمه و زود میاد خونه ... مامان مرتضی 2-3 روز اومد پیشمون موند ... من که قبلا میگفتم دوست ندارم کسی بیاد پیشم حالا از خدامه:) هیچ کس هم که کلا به روی خودش نیاورد باید بیاد دیدن ما! همون چند نفری که بیمارستان اومدن پیشمون همونا بودن فقط! دیگه علی مونده و حوضش! کلی بهم وعده وعید داده بودن که مامانت امتحان داره ما میایم پیشت میمونیم .....



